علی نظری / در یکی از خیابان های اورمیه داشتم قدم می زدم که چشمم به پسرکی خورد که گوشه دیوار زانوی غم بغل کرده و نشسته است.
چند تومانی هم پول خورد جلوی پایش ریخته شده بود.
به آرامی از کنارش رد شدم و چند متری نرفته بودم که دوباره سرم را به طرفش چرخاندم، مردم همه با ناراحتی به او نگاه می کردند و معلوم بود همگان از وضعیت این پسر که حتی لباس گرمی هم به تن نداشت افسوس میخوردند و دل هر انسانی به رحم می آمد.
نتوانستم به راحتی از کنار این ماجرا بگذرم برای همین برگشتم و کنار پسرک نشستم و سر صحبت را باز کردم.
اسمش آرش بود 16 ساله ، پدرش آذری بود و مادرش کرد زبان است.
آرش پدرش را 4 سال پیش از دست داده و مادرش هم زن 37 ساله ایست که دیسک کمر گرفته و نمی تواند کار کند.
دو برادر دارد و یک خواهر، همه اعضای این خانواده هر روز چشم به راه آرش اند ، آخر این خانه فقط یک نان آور دارد.
آرش از وقتی برایم می گوید که پدرش زنده بود ، آن موقع وضع شان عادی بود و چشم شان به دست مردم نبود ، اما حالا حتی هیچ کدام از اعضای فامیل هم کمکی نمی کنند.
خانواده آرش در یک خانه اجاره ای زندگی می کنند که ماهی 60 هزارتومان اجاره آن است.
برادر کوچکتر آرش بیمار است و باید عمل شود ، گویا هزینه عملش 700 هزار تومان می شود.
برادر دیگرش هم سال بعد باید به مدرسه برود.
آرش هر روز در خیابان گدایی می کند و این تنها کاریست که از دستش بر می آید.
او همیشه مضطرب و نگران است که نکند مأمورای شهرداری دستگیرش کند و ببرد مثلا" بهزیستی.
آرش تا بیاد ثابت کند که مادر و خانواده دارد ، خرج یک روزش به باد رفته.
می گوید: قبلاً کمیته امداد امام خمینی(ره) فقط هزینه اجاره مان را پرداخت می کرد اما دیگر از آن خبری نیست و باید خودمان خرج خود را با این همه بد بختی در بیاریم.
آرش میگوید: من هر جایی رفتم اما به من کار ندادند و مجبورم فقط گدایی کنم.
آرش می افزاید: من هم دوست داشتم درس بخوانم ، مهندس شوم یا شاید هم دکتر، دوست داشتم یک خانه گرم و نرم داشته باشیم و یک لحظه هم توی خانه استرس هزینه اجاره خانه نداشته باشم.
چشم های آرش پر می شود از اشک و ادامه می دهد: پس کمیته امداد به چه دردی می خوره وقتی نمی تونه به من 16 ساله کمک کنه که منم مثل همه بچه ها برم درس بخونم ، اگه کمیته امداد نمی تونه به من کمک کنه پس برای چی یه همچین جایی وجود داره؟ پس اگه به من و امثال من کمک نمی کنن بهتره کمیته امدادی هم نباشه!
آدرس و مشخصات این نوجوان نزد نویسنده موجود است.
چند تومانی هم پول خورد جلوی پایش ریخته شده بود.
به آرامی از کنارش رد شدم و چند متری نرفته بودم که دوباره سرم را به طرفش چرخاندم، مردم همه با ناراحتی به او نگاه می کردند و معلوم بود همگان از وضعیت این پسر که حتی لباس گرمی هم به تن نداشت افسوس میخوردند و دل هر انسانی به رحم می آمد.
نتوانستم به راحتی از کنار این ماجرا بگذرم برای همین برگشتم و کنار پسرک نشستم و سر صحبت را باز کردم.
اسمش آرش بود 16 ساله ، پدرش آذری بود و مادرش کرد زبان است.
آرش پدرش را 4 سال پیش از دست داده و مادرش هم زن 37 ساله ایست که دیسک کمر گرفته و نمی تواند کار کند.
دو برادر دارد و یک خواهر، همه اعضای این خانواده هر روز چشم به راه آرش اند ، آخر این خانه فقط یک نان آور دارد.
آرش از وقتی برایم می گوید که پدرش زنده بود ، آن موقع وضع شان عادی بود و چشم شان به دست مردم نبود ، اما حالا حتی هیچ کدام از اعضای فامیل هم کمکی نمی کنند.
خانواده آرش در یک خانه اجاره ای زندگی می کنند که ماهی 60 هزارتومان اجاره آن است.
برادر کوچکتر آرش بیمار است و باید عمل شود ، گویا هزینه عملش 700 هزار تومان می شود.
برادر دیگرش هم سال بعد باید به مدرسه برود.
آرش هر روز در خیابان گدایی می کند و این تنها کاریست که از دستش بر می آید.
او همیشه مضطرب و نگران است که نکند مأمورای شهرداری دستگیرش کند و ببرد مثلا" بهزیستی.
آرش تا بیاد ثابت کند که مادر و خانواده دارد ، خرج یک روزش به باد رفته.
می گوید: قبلاً کمیته امداد امام خمینی(ره) فقط هزینه اجاره مان را پرداخت می کرد اما دیگر از آن خبری نیست و باید خودمان خرج خود را با این همه بد بختی در بیاریم.
آرش میگوید: من هر جایی رفتم اما به من کار ندادند و مجبورم فقط گدایی کنم.
آرش می افزاید: من هم دوست داشتم درس بخوانم ، مهندس شوم یا شاید هم دکتر، دوست داشتم یک خانه گرم و نرم داشته باشیم و یک لحظه هم توی خانه استرس هزینه اجاره خانه نداشته باشم.
چشم های آرش پر می شود از اشک و ادامه می دهد: پس کمیته امداد به چه دردی می خوره وقتی نمی تونه به من 16 ساله کمک کنه که منم مثل همه بچه ها برم درس بخونم ، اگه کمیته امداد نمی تونه به من کمک کنه پس برای چی یه همچین جایی وجود داره؟ پس اگه به من و امثال من کمک نمی کنن بهتره کمیته امدادی هم نباشه!
آدرس و مشخصات این نوجوان نزد نویسنده موجود است.
لطفا در نظر سنجي سايت در قسمت انتهايي دست راست شركت كنيد با تشكر دينندار








